تصور کنید یک شب آرام کنار شومینهای روشن نشستهاید، و در دستتان فنجانی از چای گرم. در این لحظه، صدای ضعیفی را میشنوید که از دوردست میآید. به اطراف نگاه میکنید، اما چیزی نمیبینید. این صدا از کجاست؟
حقیقت این است که این صدا، صدای رویاهای شماست. آنها هر روز در گوشهای از قلب شما زمزمه میکنند، حتی اگر شما به آنها توجه نکنید. ولی آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا رویاهایمان گاهی خاموش میشوند؟
میگویند انسانها دو زندگی دارند. زندگی اول زمانی تمام میشود که به یاد میآورند فقط یک زندگی دارند. حالا، این را از خودتان بپرسید: آیا زندگیام را با صدای رویاهایم هماهنگ کردهام، یا در مسیری حرکت میکنم که دیگران برایم تعیین کردهاند؟
بگذارید داستان کوتاهی برایتان تعریف کنم:
پسرکی بود که عاشق نقاشی بود. او تمام دیوارهای خانهاش را با رنگهای زیبا پر کرده بود. اما یک روز، بزرگترها به او گفتند: “دیوارها جایشان سفید است. نقاشیهایت زیبا هستند، اما بیفایده.” و کمکم، پسرک قلمهایش را کنار گذاشت. سالها گذشت، و او هرگز دیگر نقاشی نکرد… تا اینکه روزی، در میان انبوهی از کاغذهای قدیمی، دفترچهای از نقاشیهایش را پیدا کرد. در همان لحظه، چیزی در درونش زنده شد؛ صدای گمشده رویاهایش.
زندگی، درست مثل همان دیوارهای خالی است. این شما هستید که باید آن را با رنگهایی که دوست دارید، پر کنید. بله، شاید بگویید رنگ کردن دیوارها کار سختی است. اما به یاد داشته باشید: “هیچ شاهکاری در راحتی ساخته نمیشود.”
و حالا، یک سوال از شما دارم: اگر امروز فرصتی برای شنیدن صدای رویاهایتان پیدا کنید، آیا جرئت دارید دوباره به آنها گوش دهید؟ آیا جرئت دارید زندگیتان را به همان شکلی که میخواهید، بسازید؟
اجازه بدهید با این جمله پایان دهم:
“رویاهای شما منتظرند تا به زندگی فراخوانده شوند. و تنها کسی که میتواند آنها را به حقیقت برساند، شما هستید.”
ارتباط با گروه آموزشی فرکانس
جهت مشاوره، یادگیری تکنیکهای بیشتر و شرکت در دورههای آموزشی در ردههای سنی کودک، نوجوان و بزرگسال با ما تماس بگیرید:
09334333223 و 09126903024 (مهدی ابراهیمی و یاشار قدیری)
